۱۳۸۴ مهر ۳۰, شنبه

پرسش هايي در مورد چگونه خواندن نمازهاي واجب

به نام خدا


پرسش هايي در مورد چگونه خواندن نمازهاي واجب ( از نظر بي صدا يا باصدا بودن قرائت = جهر و اخفات ) مطرح شده است كه جواب مختصر آن را به اطلاع مي رسانم ‌‍؛

الف ) متن قرآن در اين زمينه با صراحت مي گويد ؛ « نه بلند بخوان و نه آهسته ، بلكه حدي ميان اين دو مرتبه را مراعات كن = و لا تجهر بصلاتك و لا تخافت بها ، و ابتغ بين ذلك سبيلا » . بنا بر اين از نظر قرآن ، تمامي نماز را بايد در حدي متوسط از نظر صوتي خواند و فرقي بين نمازهاي پنجگانه در اين خصوص وجود ندارد .

ب ) در برخي متون روايي معتبر نيز به همين رويكرد قرآني ، فراخوانده شده است ( صحيحه ي علي بن جعفر ) .

پ ) برخي متون روايي معتبر نيز از عباراتي بهره گرفته اند كه « گمان به عدم جواز جهر در نمازهاي ظهر و عصر و عدم جواز اخفاء در نمازهاي صبح و مغرب و عشاء » را بر انگيخته اند .

ت ) برخي روايات نيز تصريح كرده اند كه ؛ « دو ركعت اول نمازهاي خاصي را بلند بخوانيد و در بعضي ديگر آهسته » .

ث ) سيد مرتضي و ابن جنيد اسكافي به استحبابي بودن مضمون رواياتي كه دو گانگي را تبليغ مي كنند ، فتوا داده اند و برخي ديگر از فقهاي شيعه ، از جمله « صاحب مدارك » و « سبزواري » نيز اين نظر را تقويت كرده اند . البته اين نظريه اي است كه فقهاي اهل سنت نيز با آن موافق اند .

ج ) اكثر فقهاي شيعه ، به لزوم دوگانه خواندن ( بلند خواندن دو ركعت اول نماز هاي صبح ، مغرب و عشاء ، و آهسته خواندن آن ها در نمازهاي ظهر و عصر ، به علاوه ي  ركعات سوم و چهارم همه ي نماز هايي كه از آن برخوردارند ) فتوا داده اند و دليل عمده ي انتخاب و گزينش روايات موافق با اين نظريه را ، لزوم مخالفت با رأي اهل سنت و حمل بر تقيه كردن ساير روايات ، قرار داده اند .

چ ) به گمان من ، ترجيح با مضمون آيه ي قرآن و روايات موافق با آن است . يعني همه ي نمازها و همه ي ركعات آن ها را با صدايي آرام و متوسط بايد خواند ( نه بلند و نه كوتاه ) . البته اگر شرايط خارج از نماز ، به گونه اي باشد كه بايد به يكي از دو صورت ( جهر يا اخفات ) خوانده شود ، طبيعتا بايد مطابق مصلحت ، عمل گردد ( مثل احتمال عقلايي در خصوص مزاحمت براي ديگران كه لزوم اخفات را پديد آورد و يا براي همراهي با افراد ناتوان از اداي صحيح كلمات ، كه لزوم جهر را فراهم كند ) .
  صحيحه ي زرارة بن اعين ، كه عمده ي استناد اكثريت فقهاي شيعه به آن است ، مي تواند بر مواردي حمل شود كه خارجا ، مصلحت ملزمه اي پديدار شده است كه لزوما بايد به يكي از دوصورت خوانده شود ، كه در اين صورت ، منافاتي بين پذيرش آن با نظريه ي موافق قرآن نيست .
  در غير اين صورت ، روايات مخالف نظريه ي قرآن ( بخاطر مخالفت صريح با پيشنهاد آيه و عنوان « و ابتغ بين ذلك سبيلا » كه حد وسط بين بلندي و كوتاهي صدا را طلب مي كند ) به خاطر مخالفتشان با قرآن ، از اعتبار ساقط شده و نبايد مورد توجه و عمل قرار گيرند ، چرا كه معتبر دانستن آن ها ، مخالف مبناي پذيرفته شده ي اصوليين است .

احمد قابل ............................... 30 / مهر ماه / 1384 ....................................... مشهد

هیچ نظری موجود نیست: